عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

60

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

انار با نارنج به مغازلت « 1 » « من جنى نارنجنا نارا جنى » « 2 » اشتغال نموده . بادام به زبان نيشكر ، عاشقان را از چشم و لب دلدار خبر داده . عرصهء آن با عرصه‌گاه « 3 » فردوس توأمان ، و حاصلات اموال در يك سال زيادت از سه هزار تومان . اول خرابى كه در بغداد واقع شد آن بود كه چون هلاكو خان بن تولى خان بن چنگيز خان به فرمان برادرش منكوقاآن با لشكرهاى جرّار به تسخير ممالك ايران آمد ، بعد از قلع قلاع ملاحده ، متوجّه بغداد گشت . در آن ايّام خليفه المستعصم بالله ابو احمد عبد اللّه بن المستنصر « 4 » از زمرهء خلفاى بنى عباس ، به مزيد خفض عيش و امداد تنعّم و ترفّه و كثرت اموال و نفايس ذخاير « 5 » و اعلاق جواهر ممتاز بود . به شوكت و عظمت و خيلا و تكبّر مشهور و مذكور . شرفات غرفات « 6 » و اياوين دار الخلافه با كيوان تقابل و با سماكين تناضل مىنمود و از غايت آراستگى ، به ثياب « 7 » مذهّب و مرصّعات « سر « 8 » مرفوعه و نمارق مصفوفه » ، خورنق و سدير را عرضهء تشوير مىساخت ، چهار صد خادم به خدمت درگاه مشغول بودند . با آنكه محرميّت حريم حرم با حرمت دار الخلافه نداشتندى هيچ آفريده را از ملوك انام و صناديد ايّام « 9 » و اشراف اطراف و اعيان زمان در حضرت خلافت بار نبودى ، بلى پيش قباب مجد و معالى ، بر شارع راه ، سنگى به مثابت حجر الاسود انداخته و طاقى « 10 » اطلس سياه از مخرجه بر صفت آستينى فرو گذاشته . از سلاطين و ملوك اطراف ، هر كه به سدّهء سدرهء « 11 » طاق و عتبهء عليّه خلافت تشرّف « 12 » جستى آن آستين را چون دامن كسوت حرم معظّم زيارت كردى ، و آن حجر را مانند محاجر بتان بوسه دادى « 13 » و مراجعت نمودى . « 14 » ميعاد « 15 » چنان بود كه در اعياد ، خليفه عزم ركوب فرمودى ، بر اسبى براق صورت برق رفتار ، گردن به طوق « 16 » زر و دستارچه

--> ( 1 ) با ، مل : منازلت ، منازله . ( 2 ) مل : من خبا نارنجنا نارنجنا . ( 3 ) با : بارگاه . ( 4 ) گ ، مل : المنتصر . ( 5 ) مل : نفايس و ذخاير . ( 6 ) با ، گ : غزوات . ( 7 ) مل خوانده نشد . ( 8 ) با : صرر . ( 9 ) گ : امام . مل : ملوك ايّام و صناديد انام . ( 10 ) مل : طاق . ( 11 ) مل : سدر . ( 12 ) با ، اساس : به شرف . ( 13 ) گ : مىداد . مل : مىدادند . ( 14 ) مل : مىنمودندى . ( 15 ) مل : معتاد . ( 16 ) با ندارد .